تجربه اي براي محاسبه تاخير پروژه

posted Jul 24, 2010, 6:25 AM by حسين صادق‌فر   [ updated Jan 3, 2013, 12:24 AM ]

محاسبه تاخير واقعي پروژه

همواره براي تعيين ميزان تاخير يك پروژه، تفاوت درصد پيشرفت كار پيش بيني شده (تاكنون) با درصد كار انجام شده (تاكنون) ملاك قضاوت قرار مي گيرد. به عنوان مثال اگر پروژه الف در ابتداي سال شروع شده و مدت اجراي آن هم 10 ماه باشد بايست پيش بيني كرد كه پروژه در دهمين ماه سال پايان خواهد يافت. حال اگر در ماه پنجم ميزان كار پيش بيني شده را 40% فرض كنيم و ميزان كار واقعي انجام شده پروژه را 25% در نظر بگيريم مي توان گفت كه پيشرفت فيزيكي پروژه با 15% تاخير همراه است. نكته مهم اينجاست كه محاسبه تاخير پروژه بدين روش، تا پايان مدت در نظر گرفته شده براي پروژه (مدت قرارداد) درست خواهد بود ولي بعد از پايان مدت قرارداد بايد در محاسبه تاخير پروژه دقت بيشتري به خرج داد.

حال فرض كنيد زمان پروژه الف پايان يافته و تاخير پروژه در پايان زمان پيش بيني آن (پايان مدت قرارداد يعني ماه دهم) 30% بوده است. به عبارت ديگر در پايان مدت پروژه تنها 70% كار فيزيكي آن انجام شده است. حال اجازه دهيد مدت تاخير در ماه هاي پس از پايان زمان قرارداد را محاسبه نماييم. لازم به ذكر است چون درصد پيش بيني پروژه در پايان مدت قرارداد به 100% رسيده است بنابراين ديگر نمي‏توان ميزان تاخير پروژه در اولين ماه پس از پايان مدت قرارداد را با تفاضل درصد پيشرفت كرده پروژخ منهاي درصد پيش بيني كه قبلا 100% شده است، محاسبه كرد (البته اكثر قريب به اتفاق مديران پروژه اين گونه تاخير را محاسبه مي كنند و با حساب آنها پروژه پس از پايان واقعي داراي تاخير صفر درصد مي شود). بلكه ميزان تاخير پروژه الف پس از پايان مدت قرارداد آن بايد از طريق محاسبه، به صورت تجمعي و با استفاده از رابطه زير بدست آيد:

 

 

 

كه در آن:

:D درصد تاخير واقعي و البته تجمعي پروژه

P:  درصد مقايسه پيشرفت كار فيزيكي در ماه پايان پروژه مطابق قرارداد (درصد تاخير طي قرارداد)

n:  تعداد ماه بعد از زمان پايان پروژه مطابق قرارداد

m: مدت پروژه طبق قرارداد (به ماه)

 

 

محاسبه تاخير واقعي و تجمعي پروژه الف در سه ماه پس از پايان قرارداد به شرح خواهد بود:

P= 30%

m= 10 ماه

 

n (ماه)

D% همان ماه

D% تجمعي

1

33

33

2

36

69

3

39

108

 

يادآوري مي گردد براي رسيدن به اين فرمول پيش فرض هايي به منظور ساده سازي آن در نظر گرفته شده است مثل اينكه پيشرفت فيزيكي پروژه خطي فرض شده است در حالي كه معمولا پروژه ها براي پيشرفت فيزيكي خود از منحني S استفاده مي كنند. فرمول ياد شده در حال تكامل است و بدين منظور نقطه نظرات تمام انديشمنداني كه اطلاعات و تجاربي در اين زمينه دارند حتما مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت. اميد است اين عزيزان مشاور مديريت را از دريافت پيشنهادهاي خود محروم نسازند. براي ارايه پيام و يا پيشنهاد در رابطه با فرمول تاخير واقعي پروژه ها از اين فرم استفاده فرماييد.

 

يادآوري: اظهار نظر آقاي خرمي راد در خصوص اين مطلب را مي توانيد در اينجا مطالعه نماييد.


با سلام، همونطور که آقای مهندس خرمی راد هم اشاره کردن راه حل برای مشکل خطی فرض کردن پیشرفت که اتفاقا میتونه تاثیر قابل ملاحظه ای داشته باشه، استفاده از روش زمان کسب شده است: اما برای استفاده از این روش حتما باید پارامترهای مربوط به ارزش کسب شده محاسبه بشن ؛ یعنی باید اطلاعات هزینه ای پروژه هم وارد بشه که معمولا توی ایران این کار انجام نمیشه. بنابراین بنظر من فرمولی که شما ارایه کردینو اگه یکم اصلاحش کنین میتونه کمک کننده بشه. بنظر من شما باید بازه زمانی پروژه تونو به چند قسمت (مثلا 4 قسمت) تقسیم کنید و برای هر کدوم از این بازه ها فرمولتونو اعمال کنین؛ با این تفاوت که ضرایب اصلاحی برای بازه های مختلف در نظر بگیرین. همونطور که خودتونم اطلاع دارین شاخص SPI توی اواخر پروژه نمود صحیحی از عملکرد زمانی پروژه رو نشون نمیدن. برای این کار یه سری فرمول های اصلاحی از طرف محققین مختلف ارایه شده که از اون جمله میتونم به کارای David Christensen  و Walt Lipke اشاره کنم. شما میتونید از این ضرایب اصلاحی توی فرمولتون استفاده کنید. موفق باشید 

سعید خداوردی- دانشجوی مدیریت ساخت

جناب آقای خداوردی، درود بر شما

ممنون از توجهی که به مطالب وب سایت مشاور مدیریت داشته اید. ممنون می شوم اگر برایتان امکان پذیر است فرمول اصلاحی مورد نظر را طراحی کرده و برای من ارسال نمایید و طریقه استفاده از آن را نیز تشریح فرمایید.

با احترام - صادق فر

Comments