وبلاگ هاي مديريت دانش

posted Sep 15, 2010, 11:18 PM by حسين صادق‌فر   [ updated Jul 6, 2011, 11:59 PM ]

شرکت بزرگی را تصور کنید که در کنار وظایف سازمانی کارمندانش، آنها را وادار می سازد در ازای داشتن دسترسی به رایانه و اینترنت یا اینترانت شرکتی، در محیط یک ویرایشگر با قالبی شبیه به وبلاگ های امروزی و در طول ساعت کاری موظف به نگارش مطالبی در دسته بندی های موضوعات سازمانی (اهداف سازمانی، محصولات، خدمات، دستاوردها و...) یا عمومی و یا فقط اطلاع رسانی بپردازند. وبلاگ شخصی هر کارمند توسط مدیر و کارشناسان بخش دانش و توسعه و به روزرسانی زیر نظر گرفته شده و حجم مفاهیم و ارزش و اثربخشی آنها از طریق بازدیدها و کامنت های وارده، تعداد بحث های به اشتراک گذاشته شده و امثالهم اندازه گیری می شود. به بهترین و پر بازدیدترین مطالب و وبلاگ ها از نظر فرم و مضمون از طریق سیستم حقوق و دستمزد مبالغی بعنوان پاداش ویژه مشارکت در نشر و توسعه دانش سازمانی پرداخت خواهد گردید و سازمان با صرف کمی وقت و مهارت های

انفورماتیکی، اندیشه و تجاب ضمنی کارکنانش را مکتوب خواهد کرد...
آنچه در سطور بالا آمد فقط یک ایده یا تصور از یک سازمان در آینده نیست، بلکه واقعیتی است که در بین شركت هاي بزرگ و موفق جهان ( لیست معروف به
The Fortune 500) با فراوانی 8٪ در اوایل سال 2006 (حدود 40 کمپانی از این لیست تا آن تاریخ به راه اندازی وبلاگهای مشارکتی در سازمانشان همت گمارده بودند!) گزارش شده است. تحقیق دیگری نشان می دهد تا نیمه اول سال 2006 میلادی حداقل 34٪ از کمپانی های بزرگ چنین وبلاگ هایی را راه اندازی کرده اند و 35٪ آنها تا پایان همان سال برنامه های مشابهی تدوین کرده اند و این یعنی 70٪ از کمپانی های جهان در سال 2007به ابزار توانا و کم هزینه ای برای مدیریت دانش ضمنی سازمان هایشان مجهز شده اند! (به طور نمونه به وبلاگ معروف شرکت DELL نگاهی بیاندازید.)
در چنین سازمانی کارکنان به اشتراک دانشها و تجارب خویش رغبت بیشتری نشان خواهند داد، جریان آزاد تبادل اندیشه و اطلاعات سرعت بیشتری خواهد گرفت، هوش جمعی جایگزین هوش انفرادی خواهد شد، لایه های مختلف سازمانی بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب مخاطب اندیشه یکدیگر خواهند بود و سازمان به سمت تبدیل شدن به یک جامعه دانش محور پیش خواهد رفت.

منبع: چشم هایی که فکر می کنند 

Comments