مدت زيادي نيست مقوله مديريت دانش در كشور مطرح شده است ليكن شواهد بيانگر آن است كه مديران سازمان هاي ايراني در زمينه مديريت دانش همانند بسياري از ديگر ابزارهاي مديريت دارند راه را به اشتباه طي مي كنند. حتما با من هم عقيده هستيد كه برخي از مديران استفاده از ابزار مديريت را بيشتر از آنكه براي استفاده در حل مسايل سازماني خود بكار گيرند از آنها براي به اثبات رساندن نقاط قوت مديريتي خود در جلسات هيات مديره، مجامع و سازمان هاي بالادستي خود استفاده مي كنند. يادم هست در يكي از همايش هاي مرتبط با فناوري اطلاعات در سال هاي گذشته، كه البته آن موقع از آن به انفورماتيك ياد مي شد سخنران همايش نكته ظريفي را متذكر شد و گفت در كشور ما از انفورماتيك تنها ماتيك آن مورد توجه است. چه زيبا گفت اين سنخران فرهيخته و هم اكنون كه به دور و بر خود مي نگريم به راحتي مي بينيم كه نه تنها در حوزه فناوري اطلاعات بلكه در تمام زمينه هاي علمي از جمله علم مديريت استفاده ابزاري از مفاهيم عميق و كاربردي اين علم به شدت رواج يافته است. مديران به دنبال استانداردسازي سازمان خود هستند بدون آنكه بخواهند نمودارهاي سازماني تك سطحي خود را به هرم سازماني تبديل كنند. آنها نمي خواهند براي آموزش سرمايه هاي انساني سرمايه گذاري كنند ولي خودشان در اكثر همايش هاي باربط و بي ربط در خارج كشور حضور بهم مي رسانند. علاوه بر اتاق كار خود كتابخانه هاي سازمان را نيز تغيير آرايش مي دهند تا مبادا به اتلاف منابع مالي سازمان متهم شوند. تمام گواهينامه هاي رنگارنگ مديريتي روز دنيا را با هزينه هاي هنگفت دريافت كرده و بدون آنكه از دامنه كاربرد(scope) آنها با خبر باشند آنها را به ديوار اتاق خود نصب مي كنند و بي وقفه به استاندارد بودن سازمان خود مي بالند در حالي كه در سطوح مختلف سازمان هيچ كدام از كاركنان الزامات اوليه استانداردها را رعايت نمي كنند. اكثر قريب به اتفاق مديران محترم سازمان هاي ايراني به ويژه سازمان هاي دولتي سختي به دوش كشيدن آخرين مدل لپ تاپ هاي گران قيمت را تحمل مي كنند بدون آنكه بتوانند از نرم افزارهاي اتوماسيون اداري استفاده كرده و اگر تنها فناوري مورد علاقه آنها (يعني پرينتر) را از دور و برشان حذف كنيد بسياري از مكاتبات اداري بدون پاسخ در كارتابل هاي الكترونيكي آنها باقي مي ماند چرا كه اين مديران محترم نمي توانند حتي باسرعتي بسيار پايين دستورات مختصر و مفيد ! خود را حروف چيني كنند.
مثال هاي مطرح شده تنها نمونه هايي است كه استفاده مشابه از ماتيك بجاي انفورماتيك را آن چنان كه آن سخنران فرهيخته به همه ما يادآوري كرده، در علوم مديريت تلنگر مي زند. بسيار شنيده ايم كه همه، مظفردين شاه را به خاطر آوردن سينماتوگراف به اين مملكت سرزنش مي كنند و مي گويند بايد فرهنگ سينما را قبل از آن به ارمغان مي آورد، ولي هيچ كدام از ما نمي دانيم چه كسي را بايد مقصر بدانيم كه ابزار مديريت را بدون علم آن از ينگه دنيا به اين مرز و بوم ارزاني داشت. تمام رايانه هاي شخصي، سازماني، دولتي و عمومي اين كشور پر است از نرم افزارهاي قفل شكسته و رايگان كه بدون پرداخت هيچ هزينه اي بر تعداد آنها روز به روز افزوده مي شود و اگر آخرين نسخه را دانلود و نصب نكرده باشي از قافله عقب هستي! ليكن غير از تعدادي از نرم افزار‏هاي مجموعه Office هيچ يك از مديران گرامي ياراي استفاده از آن نرم افزار ها را ندارند. حال در نظر بگيرد اين مديران بخواهند سازمان دانش محوري را مديريت كنند كه يكي از ماموريت هاي آن سازمان اين باشد كه با استفاده از اين فرصت (رايگان بودن نرم افزارها) بخواهد فرآيند علم را توسعه داده و محصول دانش را از دل آن به در آورد.