Q.14

posted Oct 11, 2010, 12:12 AM by حسين صادق‌فر   [ updated Oct 11, 2010, 12:12 AM ]

14- سلام و خسته نباشيد يه سئوال واسه تدوين اهداف كيفي شركت و ارتباط اون با فرآيندهاي سازمان داشتم..لزوما بايد بين شاخص هاي فرآيندهاي داخلي سازمان و اهداف سازمان ارتباط مشخصي وجود داشته باشه؟ من متوجه شدم كه اهداف بايد به يه نحوي به خط مشي سازمان لينك بشن..حالا ميخوام بدونم اين اهداف بايد به فرآيندهاي سازمان هم لينك بشن؟؟؟ كلا ما تو سازمان در تدوين اين اهداف و ارتباطشون با ساير مدارك به مشكل برخورديم..ميتونين راهنمايي كنيد؟

من مثال بزنم كه مثلا ما تو هدف كلي سازمان تعريف كرديم كه 3% از هزينه ضايعات شركت به هر نحوي كم كنيم...اين مربوط به تمام واحدهاست و تو فرآيندها تعريف نشده.. اين بايد تو فرآيندها ذكر بشه يا خير؟؟؟ متشكرم

 

عليك سلام

اجازه بدهيد قبل از اينكه تجربه خودم را در پاسخ به پرسش شما عرض كنم نگاهي داشته باشيم به الزامات استاندارد ايزو 9001 در بندهاي (5-3، 5-4 و 8-2-3)، در اين بندها چند عبارت در رابطه با پرسشي كه شما مطرح كرديد، پررنگ تر از بقيه به چشم مي خورند. مقاصد سازمان، خط مشي كيفيت، اهداف كيفيت و نتايج طرحريزي شده اين عبارت ها هستند. از بين اين عبارت ها تنها خط مشي كيفيت و اهداف كيفيت در استاندارد ايزو 9000 تعريف شده اند كه مي توانيد به اين تعاريف مراجعه داشته باشيد. ليكن مقاصد سازمان و نتايج طرحريزي شده در استانداردهاي ايزو 9000 و 9001 واكاوي نشده است و احتمالا كميته فني 176 ايزو نخواسته است دست سازمان ها را براي برخورد با اين مفاهيم بسته نگه دارد و هر سازمان بسته به اين كه با چه ماموريتي (رسالت يا مقاصد) و چشم اندازي بوجود آمده است لازم است براي دستيابي به اهداف كيفيت خود كه بايد قابل اندازه گيري و سازگار با خط مشي كيفيت باشد فرآيندهاي لازم و مناسب را طرحريزي و اجرا نمايد.

با ذكر اين مقدمه كوتاه و با تشريح مثالي كه شما در رابطه با كاهش هزينه ضايعات در شركت متبوعه داشتيد اجازه دهيد روابط لازم بين مفاهيم مطرح شده را برقرار سازيم:

1- متاسفانه شما بيان نكرديد كه رئوس خط مشي كيفيت سازمان شما چيست و اينكه كاهش مستمر هزينه ضايعات سازمان، در آن ديده شده است يا خير ! البته اگر اين كاهش مستمر هزينه ضايعات در خط مشي ديده نشده ولي در اهداف به آن اشاره شده باشد و هيچ گونه سرخط هاي ديگري در خط مشي در اين رابطه نتوان يافت بايد نتيجه گرفت يك عدم انطباق بروز كرده است و لازم است خط مشي كيفيت بازنگري و اصلاح شود.

2- كاهش هزينه ضايعات به ميزان مشخص شده آن چنان كه شما تعريف كرديد و مي گوييد وظيفه تمام واحدها است خيلي معني دار نيست مثلا واحد كنترل كيفيت (اگر اين واحد در سازمان شما وجود داشته باشد)، واحد آموزش يا واحد اداري، آيا مسئوليتي براي كاهش هزينه ضايعات خواهند داشت؟

3- بهر حال كاهش هزينه ضايعات تعيين شده در اهداف كيفيت قاعدتا به خودي خود اتفاق نمي افتد و لازم است براي آن فرآيند يا پروژه اي تعريف شود تا از اين طريق نحوه توليد ضايعات شناسايي و براي كاهش آن اقدام گردد. فرآيند تعريف شده بدين منظور، نيازمند طرحريزي نتايجي است كه در خود فرآيند بايد تعريف شود. مثلا شناسايي انواع ضايعات، تعيين سهم هر يك از ضايعات در ضايعات كل سازمان، اندازه گيري وضعيت هر كدام از انواع ضايعات كه مثلا طي شش ماه يا يك سال اتفاق خواهد افتاد. اين موارد مي تواند بعنوان نتايج طرحريزي شده فرآيند مربوطه قلمداد گردد و بايد هر ماه مورد پايش و اندازه گيري قرار گيرد.

4- اگر بار ديگر نكاه كوتاهي به مطالب بيان شده داشته باشيم در مي يابيم كه كاهش مستمر هزينه ضايعات (خط مشي كيفيت) به ميزان 3% (اهداف كيفيت) از طريق بكارگيري فرآيندي مناسب كه نتايج طرحريزي شده آن هر ماه پايش، اندازه گيري و تحليل مي شود در يك ارتباط خطي با يكديگر قرار مي گيرند و بدين ترتيب مساله شما نيز حل خواهد شد.

5- نكته پاياني اينكه اگر سيستم شما تازه پياده سازي شده است خيلي ذهن خودتان را به وجود ارتباط درست اين گونه مفاهيم با يكديگر معطوف نكنيد و اجازه دهيد سيستم با ساده ترين شكل ممكن طراحي و اجرا گردد و ايجاد ارتباطات عميق را به دست زمان سپرده و اجازه دهيد سيستم به مرور به تكامل خود دست يابد.

اميدوارم با توجه به كمي اطلاعات دريافت شده از سوي شما توانسته باشم پاسخي راهگشا ارايه كنم. در صورت وجود هر گونه ابهام در اين پاسخ از تماس با بنده دريغ نفرماييد. 

Comments