من مشاور مديريت مي خواهم

posted Apr 24, 2011, 10:23 PM by حسين صادق‌فر   [ updated Apr 18, 2013, 8:52 PM ]

خوب است گفتگويي كه در محيط گوگل باز بين چند نفر از مشاوران مديريت انجام شده است را مطالعه نموده و با نكاتي كه در آن مطرح شده است روبرو شويد. اگر هم زحمتي نبود نقطه نظرات خودتان را مرقوم فرماييد.

 

1- شروع بحث:

زنگ زده می گوید: من مشاور مدیریت می خواهم !

می پرسم: در چه زمینه ای؟

می گه: مدیریت دیگه !

می گویم کارتون چیه: می گه مدیریت.

 

2- گفتگوهايي پيرامون موضوع بحث:

مشاور (ص): بنده خدا خيلي هم بيراه نگفته!

مشاور (م): امان از این بی فرهنگی البته نون هم توی همین بی فرهنگی است ها

مشاور (ص): كدوم بي فرهنگي ؟! منظورت رو نفهميدم؟

مشاور (م): بی فرهنگی معنی اش اینه که کسی ادبیات یه موضوع رو ندونه و ندونه هم که نمی دونه و تازه دنبالش هم هست و خودش رو هم محق بدونه

مشاور (ص): بنده خدا زنگ زده راهنمايي مي خواسته اين كجاش مشكل داره؟

مشاور (م): آدم وقتی ندونه در چه موردی مشاوره می خواد باید بره اول بفهمه می خواد چیکار کنه بعد بیاد دنبال مشاوره درد عمومی جامعه ما همینه طرف اصلا نمی دونه چی می خواد بعد میره کلی پول هدر میده و تازه می فهمه این چیزی که می خواست نیست. خوب مطالعه رو گذاشتن واسه همین که بفهمی چی می خوای و باید سراغ کی بری.

مشاور (ص): حق با شماست. ولي هدف مطالعه كسب اطلاعاته و يكي از روش هاي كسب اطلاعات هم پرسيدنه ! من اين طوري به اين قضيه نگاه مي كنم كه اين بنده خدا شايد مشتري بالقوه سازمان بوده باشه ولي اگر درست جواب نگرفته باشه مي ره و پشت سرش رو هم نگاه نمي كنه . فرض كن طرف مدير يك گاو داريه! و سواد درست و حسابي هم نداره . از كجا بايد بدونه كه چطوري درخواستش رو مطرح كنه. كاشكي يك آدم باحوصله اي پيدا مي شد و با كمي پرسش و پاسخ پي مي برد كه طرف دنبال چيه. البته زاويه ديد شما هم درسته ولي به نظرم اين نوع نگاه يك كمي شيبش به مسايل تنده!

مشاور (م): حق باشماست شیب حرف های من تنده دلیلش هم اینه که ما امی آی تی امی هستیم و رده ما در سازمان ها معمولا هد سازمان نیست. بنابر این برای رفع این مشکل دفاتر مشاوره و یا شماره های مشاوره ای راه اندازی بشه و افراد با حوصله مثل کسانی که در مراکز تماس هستند در این موقعیت سازمانی باشن و با اموزش مشخص بشه تا چه مرحله ای راهنمایی کنند و بعد صف دوم با تخصص بالاتر و همین تور تا به ریشه تخصصی اصلی وصل بشن اینجوری نه ما از کوره در میریم و می افتیم توی شیب تند نه مشتری از دستمون می پره.

مشاور(ن): به نظرم بنده خدا از قضیه خیلی پرت بوده و شاید تازه مدیرش کردن و نمیدونسته چی باید بگه. البته ما با حوصله جواب دادیم ؛ ایشان رفتند یه دوری بزنند و برگردند.

مشاور (م): عرض کردم که حوصله وقتی به وجود می اد که ببینی حداقل طرف میدونه دنبال چیه ....یه سوال می پرسم تا بحث مشخص بشه .... شما چقدر حوصله داری تا در مورد یه محاسبه حساب دیفرانسیل و انتگرال برای یه بچه 7 ساله توضیح بدی ؟ و یا چقدر حوصله داری جواب یه نفر رو بدی که توی خیابون ازت میپرسه "آقا به نظر شما من چیکار کنم ؟" بنابر این همون طوری که گفتم باید رده های مختلفی برای مواجهه یه سازمان با مشتریان وجود داشته باشه و یا رده یه سازمان و مشتری هاش مشخص باشه ...

مشاور (ص): مقايسه مديريت با حساب ديفرانسيل و بچه هفت ساله قياس مع الفارقه! البته اميدوارم طرف برگرده ! به نظر من كار كردن در سازمان هايي كه مديرانش مثلا مي دونند دنبال چي هستند به مراتب پر درد سر تر و ناراحت كننده تر از سازمان هايي كه مديرش خيلي ساده پاشو زده به آب تا محك بزنه سردي و گرمي آب رو و بعد تصميم بگيره كه ارزش داره شنا كردن ياد بگيره يا نه؟ من با يك كارفرماي دولتي كار مي كردم كه همه مديراش و كارشناساش تمام دوره هاي آموزشي مديريت را گذرانده بودند و كلي ادعاشون مي شد! به عبارت ديگه همه شون مي دونستن كه انتگرال چيه ولي واسه من كلي طول كشيد كه بهشون بهفمونم كه همه استانداردهاي ايزو 9001 و 14001 و ohsas18001 را مي تونن انتگرال بگيرن و يك سيستم مديريتي يكپارچه پياده كنن! پيشنهاد رده بندي پاسخگويي به پرسش ها در شركت هاي مشاوره پيشنهاد خيلي خوبيه. شركت مايكروسافت هم واسه پرسش و پاسخ هايي كه بهش مي رسه يه همچين چيزي داره

مشاور (ن): تجربه ی شخصی من نشون داده که کسانی که مساله براشون درست تعریف نشده معمولا پاسخ درستی هم دریافت نمی کنند. یعنی حتی نمی دونند درست دنبال چی هستند.

اولا نگاه ما جماعت ایرانی به مقوله کار زمین تا آسمون با نگاه جهان متفاوته و یکی از دلایل عقب موندگی ما هم همینه اینکه مدیر یه سازمان بدونه دنبال چیه باعث دردسر نیست باعث مشخص بودن مسیر و بسته بودن راههای زیر آبی رفتن و از کار در رفتن کارکنان و هدر رفتن منابع هست کسی هم که به قول شما مثلا مدیریت میدونه که تکلیفش معلومه و اونهایی که مدیریت میدونن زود میفهمن طرف چند مرده حلاجه . این که ما آموزش های مدیریتی رو برای چی می بینیم و کجا میبینیم چطور ازشون استفاده می کینیم هم یه درد دیگه است که منجر به مشکلی میشه که شما با هاش مواجه شدید . اما به نظر من باید آموزش ها متناسب با رده ها و به صورت جامع باشه تا افراد هم جایگاه خودشون رو بدونن و هم کار ها پیش بره می دونید که ادعای زیاد داشتن نشانه بارز نادانی هست ... بنابر این اگه با این افراد مواجه شدید راه درست اینه که از اصول ارتباط استفاده کنید و حرفتون رو پیش ببرید.

به هر حال پیشنهاد من رده بندی هست که ارائه دادم .(البته نمونه ساده اش پشتیبانی شرکت هایی مثل پارس انلاین هست ... رده های مختلف پاسخگو .... 

Comments