تلاش براي حل يك مساله

posted May 18, 2011, 9:32 PM by حسين صادق‌فر   [ updated Apr 18, 2013, 8:48 PM ]

چندي قبل يكي از همكاران با مساله اي روبرو شده بود كه آن را به گفتگو گذاشت. ديگر همكاران در اين گفتگو شركت كردند تا بلكه با استفاده از روش حل مساله بتوانند اين مساله را حل كنند. اگر چه اين گفتگو هنوز پايان نيافته و به نتيجه نرسيده است ليكن مناسب دانستم تا اين جاي داستان را شما نيز مطالعه كرده و در صورتي كه پيشنهادي داشتيد مطرح فرماييد.

 صورت مساله و شروع داستان: صدای صبحگاه یگان ویژه از ته کوچه چنان می آید که گویا تمام همسایه ها هم باید در مراسمشان شریک باشند ! چرا ما وقتی فکر میکنیم کاری درست است به انجام درست آن هم فکر نمی کنیم !؟ چند کوچه اینطرف و آنطرفتر هر روز باید به مسولین این قضایا ناسزا بگویند؟! کاش روشی برای ارتباط منطقی بجای غر زدن بود!!

 -          هست .....

1.خروج پادگان ها از شهر 
2.خرید و تعویض خانه در مناطقی و یا به مناطقی که آرام ترند ...
3.استفاده از پنجره های دوجداره ضد صدا
4.استفاده از رنگ های عایق صدا و یا پوشش های عایق ضد صدا در ساختمان 
5.استفاده از یکدستگاه پخش موسیقی شخصی در ساعات صبحگاه که برای شما موسیقی آرام بخش و دلخواه پخش کند.
6.ورزش صبحگاهی همراه با سرو صدای پادگان مزبور که منجر به عدم توجه و استفاده بهینه از وقت می شود و

-          یعنی فقط دفاع ؟؟؟ 
فکر نمی کنم این مملکت با این رویکرد اصلاح شود 
تا ما یاد نگیریم به همدیگر احترام بگذاریم و فقط یاد بگیریم دفاع کنیم و قایم شویم !!

 -          میگم چطوره گوشمون رو بکنیم بندازیم جلوی گربه بهتر نیست؟

 -          نه مدیریت یعنی بهترین نتیجه با کمترین هزینه .....پیشنهاد دوستان اینه که بریم با فرماندهی نظامی درگیر بشیم که دفاعی نباشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چطوره یه عده آدم اجیر کنیم که در مواقع صبحگاه برن درب پادگان تظاهرات کنن تا به نتیجه برسیم !!!!!!!!!!!! دوستان محترم این رویکرد دفاعی نیست اتفاقا تا وقتی بخواهیم بدون در نظر گرفتن امکانات و توانمندی ها وارد میدون مبارزه های مختلف بشیم این مملکت همینه که هست نه وقتی با تدبیر مسائل رو حل کنیم و یا حداقل آثارشون رو کم کنیم....

 -          نه اصلا لازم نیست درگیر شویم اگر قرار به درگیری باشد که صبح تا شب همه ما باید درگیر افراد و مسائل مختلف ویم .

اینکه نمی شه زندگی !! 
به نظر من نه باید انتظار داشته باشیم همه ی کوچه های اطراف صبح ها با مراسم صبحگاه بیدار شوند و ورزش کنند
و نه می شه تصور کرد که وقتی از چیزی بخصوصی راضی نیستند بروند درگیری و تظاهرات !!! 
به نظرم راه حل ساده ترش اینست که این دوستان به اندازه یی تولید صدا کنند که مزاحم سایرین نباشند همین !!
و از سوی دیگه بهتره همه ی ما بدانیم که چقدر و کجاها حق داریم اعتراض کنیم و کجا ها حقوق دیگران را باید رعایت کنیم . اعتراض هم معنی اش تظاهرات و درگیری نیست !!
این مساله خیلی ساده است .همه ی ما ملزم هستیم به حقوق هم احترام بگذاریم .و اگر به این موضوع عادت نکنیم سلب حقوق هم را به عنوان یک مساله ی عادی تلقی می کنیم . حقوق شهروندی ساده ترین بخش حقوق یک انسان است که در شهر زندگی می کند ... 
افراط و تفریط کار خوبی نیست ...
اگر همه ی همسایه ها یک درخواست کتبی برای فرمانده رابرای کنترل صدا امضا کنند بهتر نیست ؟ شما اگر جز این همسایه ها بودید حق خودتان می دانستید به این شکل اعتراض خودتان را اعلام کنید ؟!

 -          هر کسی باید خودش رو درست کنه

اون وقت جامعه درست میشه

 -          لطفا به مساله از منظر يك عدم انطباق بنگريد و با استفاده از روش هاي حل مساله آن را حل كرده و برايش اقدام اصلاحي تعيين نماييد. بنده نظاره گر گفتگوها هستم و تا اينجا با نظر خانم "م" كه پيشنهاد جمع كردن استشهاد محلي را داشتند موافقم البته به نظر من مساله هنوز ريشه يابي نشده پس نبايد انتظار راه حل داشت. شايد اين مساله يا عدم انطباق از نظر دوستان توليد كننده يك مساله نباشد!

 -          نظر خانم "م" کاملا متین اما یک نکته ....

سازمان های نظامی اصلا به حرف شما توجه نمی کنن البته اگر دوستان ارتشی باشند خیلی معقول ترند ولی به هر حال راهکار خوبیه استشهاد محلی . اما اگر من بودم از اقدامات تدافعی استفاده می کردم و انرژی لازم برای همراه کردن همه همسایه ها با این نظر رو برای کار های دیگه صرف می کردم.

 -          من نمی دونم چرا برای حل مسائل اینقدر سعی می کنیم از مباحث سنگین علمی که بعضی از جملات اون حتی قابل فهم برای خیلی هامون نیست استفاده می کنیم، من مدیرانی رو می شناسم در ایران که دارای بزرکترین گارخانجاا مواد غذایی هستند و بارها به عنوان بهترین و کارآمد ترین مدیران در سطح کشور انتخاب شده اند که سواد ندارند و سوادشون در حد مکتب هست، برای حل بحرانها لزما نیاز به گشتن در دنیای علم نیست ، در مورد همین مساله اخیر، آیا این بهتر نیست قبل از استشهاد با نماینده یا فرمانده آن پادگان صحبت بشده حضورا؟ کسی که نطق و بیانش خوب باشه رو بفرستن صحبت کنه، ببینین نتیجه می ده یا نه.

 -          سركار خانم "م" لطفا در مورد پيشنهاد آقاي "ف" اظهار نظر فرماييد.

 -          خانم"م": من با نظر آقای "ف" موافقم البته در مورد افرادی که سواد ندارن و گروههای بزرگی رو هدایت می کنن من معتقدم مدیریت بخش عمده ایش ذاتی است و فقط برای راحت تر شدن کارها و بالابردن بهره وری به کمک سواد میاد و کلاسیک کار کردن .. اما کار براساس ذات و سرشت خیلی می تونه موفقیت آمیز باشه ...

 -          من کاملا موافقم ...راستش تلاش هم کردیم تا کنون امکان ملاقاتشان را نیافتیم ...دوستان رده پایین تر می گویند در حد انها نیست بالاتری ها راهم هنوز ندیده ایم ...نتیجه اش را به شما هم خبر می دهیم

 -          لطفا به حل مساله بپردازيد. داريم از مسير منحرف مي شويم. (در مورد اظهار نظر دوستان براي بحث ذاتي بودن مديريت و از اين حرف ها عرض كردم كه داريم از مسير منحرف مي شويم).

 -          از بين دوستاني كه در اين گفتگو مشاركت دارند كسي هست كه رشته مهندسي صنايع خوانده باشد؟

 -          اصل مسئله :مزاحمت صدای پادگان 

حل مسئله به روش 5 چرا :
1:چرا صدای پادگان مزاحم اهل محله است :چون فاصله پادگان تا محله کمه 
2:چرا فاصله پادگان تا محله کمه :چون پادگان در محل نامناسب شهری قرار گرفته 
3.چرا محل پادگان نامناسبه : چون همزمان با توسعه شهر قانونی برای خروج پادگان ها از محل شهره ها نبوده و یا اجرا نشده 
4.چرا این قانون اجرا نشده : چون قانونی نبوده 
5.چرا این قانون نیست : چون کسی این معضل رو به قانون گذار ها منتقل نکرده
راه حل برای همه :باید مردم به کمیسیون اصل 90 شکایت کنن و منجر بشه به یه قانون که همه چه در حال و چه در آینده مشکلشون حل بشه ...

 -          به نظر مي رسه روش 5 چرا براي حل اين مساله مناسب نباشه ! 

من با مشابه اين مساله در يكي از محله هاي مشهد روبرو بوده ام و ديده ام كه چطوري حلش كرده اند. اصلا هم از روش هاي تئوريك حل مساله استفاده نكرده اند ولي خوب مساله را حل كرده بودند. هميشه نبايد به روش هاي تئوري بسنده كرد.

 -          میشه راه حل رو بگید...

 -          روش 5 چرا به این درد میخوره که مسئله از ریشه حل بشه ....شاید راه حل مشهد بومی باشه و به درد بقیه نخوره ... اما با روش 5 چرا مسئله از بیخ و بن حل میشه ...به نظر من روش 5 چرا برای هر کاری میتونه یه راه حل اساسی بده شاید سریع نباشه اما عمقی و اساسی هست ...

 -          توجه نکردن به آلودگی صوتی مختص پادگان ها نیست . مدرسه ها یا حتی شهروندانی که با صدای موسیقی ، نوحه ، رادیو یا حتی سر و صدای کنترل نشده ی خود مزاحم دیگران می شوند هر کدام به شکلی شبیه به همین موضوع هستند .

تا به حال نصف شب با صدای خداحافظی همسایه های خود که یکساعتی هم دم در خانه به صحبت ادامه می دهند بیدار شده اید ؟! این موضوع هم مشکل فرهنگی دارد هم قانونی . ما هم باید خودمان موظف به رعایت حقوق دیگران کنیم هم قانون از این رعایت حقوق حمایت کند . مثلا در مورد همین همسایگان پادگانی ما ، واقعا صدای بلندگو بیش از حد نیاز آنها بالاست .وقتی چند کوچه این طرف تر و آنطرفتر صدای بلندگو می رود یعنی حتما آنها آنرا با صدایی بسیار بلند می شوند ...
درمورد راه حل 5 : در قانون صراحتا آمده است هر نوع مزاحت برای همسایگان قابل پیگیری و شکایت است ...مشکل آنجاست که اگر شما بروید به کلانتری محل و از همکارانشان شکایت کنید خیلی جدی گرفته نمی شوید !

 -          البته من از اول گفتم که بهترین راه اینه که خودتون رو درگیر نکنید.با اینکه من با روش 5 چ به ریشه رسیدم اما اگر به کمیسیون اصل 90 هم برید می بینید ای بابا بر خلاف تمام شئونات سیاسی دنیا 85 درصد اعضا نظامی هستن و بنابر این خیال خام خواهد بود که رایی بر علیه همکاران بدهند و یا لا اقل به شما می گویند چشم اما از اون طرف مطرح کردن و پیگیری رو 30 سال طولش میدن ...البته حرف سر کار خانم مفاخری درسته در شئون مختلف زندگی این موضوع دیده میشه که این هم بر میگرده به فرهنگ فردی ما ایرانی ها که ایجاد مزاحمت برامون یه چیز عادیه ...مثلا امروز صبح راننده سرویس دختر همسایه ما ساعت یک ربع به هفت تمام همسایه ها رو با بوق بیدار کرد چرا ؟برای اینکه به خودش زحمت نده که بیاد پایین و زنگ درب دانش آموزش رو بزنه و جالب اینکه همسایه ما هم خیلی خوشحال بود از اینکه سرویس واسه بچه اش بوق میزنه و حتی به فکرش هم نرسید که ملت ممکنه خواب باشن و یا بیمار داشته باشن بنابر این از اون بچه برای نسل های بعد توقعی نمیره چون چیزی یاد نگرفته آخرش میاد سالهای بعد مثل ما کامنت می نویسه که ای فغان از فرهنگ .....

 -           و این وظیفه ماست برای آگاهی دادن ، اعتراض و حق طلبی مان . 

تا وقتی به همسایه محترم نفرمایید که به راننده تذکر دهد ، هیچ اتفاقی نمی افتد .

 -          اتفاقا امروز بهش گفتم میدونید من رو چطور نگاه کرد ؟؟؟؟؟؟

 -          اگه چندتا همسایه ی دیگر هم بگویند کم کم نگاهش درست می شه ...

 -          تا حالا به پارتی فکر کردین ؟مثلا یه نظامی تو فامیل یا تو آشنا و دوستان پیدا کنین که درجه اش بالا باشه، اون بره پارتی بازی و با فرمانده پادگان صحبت کنه، اینجوری شاید نتیجه بده، اینکه بخواین شکایت کنین و کمیسیون اصل نود برید و ... به جایی نمی رسین، این چیزا تو کشورهای غربی و آزاد شاید جواب بده اما تو ایران ، پول و پارتی.

 -          همان گونه كه مستندسازي بسياري از مسايل سازمان هاي ما را حل نمي كنه! قانون هم در اين كشور و تمام كشورهاي جهان سوم و كشورهاي شرقي راه حل كاملي نيست. اميدوارم گفتگوها با مسئولين اين پادگان كه خانم "م" مطرح كرده بودند به نتيجه برسه و روزنه اي براي حل مساله يافت شود. در ضمن به دانستن تنهاي راه حل مساله مشابه در مشهد كه ديروز عرض كردم نينديشيد چرا كه بنچ مارك كردن هم يك ابزار كامل مديريتي نيست.

 -          يكي از دوستان مي گويد: آه خداي من! يك تجربه مشترك و دردناك!

و من پرسيدم: راه حل هم داشته اي؟
گفت: بله، نقل مكان!

آموزش الكترونيكي

posted May 8, 2011, 11:35 PM by حسين صادق‌فر   [ updated Apr 18, 2013, 8:51 PM ]

احتراما نظر شما را به بخش هاي مهم مكالمه اي كه بين مشاورين مديريت درباره اثربخشي آموزش هاي الكترونيك در سازمان انجام شده است به شرح زير جلب مي‌نمايم:


مشاور(م): با استفاده از ابزار های یادگیری الکترونیکی هزینه های آموزش به یک سوم کاهش می یابد.

مشاور (ص): حق باشماست. اگه ميشه يك فكري براي افزايش اثربخشي آموزش هاي كاركنان در سازمان ها بكنيد.

مشاور(ش): اثر بخشی به چند عامل بستگی دارد :

اشتیاق و انگیزه مخاطب برای یادگیری

نوع محتوا

شیوه ارائه

ابزار های ارائه

مشاور(مو): برای اینکه یه نفر دوست داشته باشه آموزش ببینه باید درست انتخاب شده باشه و در جای درستی باشه ت علاقه مند باشه و انگیزه داشته باشه ..

مشاور(ص): اين حرف ها درسته ولي راهكار نيست. سازوكار سنجش اثربخشي (البته الگوي ايراني آن و نه الگوهاي غربي معرفي شده) بايد تعيين بشه! گفتم شايد دوستان سازوكاري داشته باشند.

مشاور (مو): سر فصل هایی که باید در مورد یه آموزش و اثر بخش اون بهشون توجه کرد اینها هستند :

تعيين ميزان تحقق اهداف آموزشي

• تعيين نتايج قابل مشاهده از كار آموزان در آموزشهاي اجرا شده

• تعيين ميزان انطباق رفتار كار آموزان با انتظارات نقش سازماني آنها

• تعيين ميزان درست انجام دادن كار كه مورد نظر آموزش بوده است

• تعيين ميزان توانايي ايجاد شده در اثر آموزشها براي دستيابي به اهداف

• تعيين ميزان ارزش افزوده آموزشي

• تعيين ميزان بهبود شاخص هاي موفقيت كسب وكار

پس بر اساس این اهداف باید یک روال دسترسی طراحی کنیم .

برای بالا بردن اثر بخش آموزشی میشه از اصول زیر استفاده کرد :

1 ) اصل تداوم (به دليل تغييرات دائم محيطي و درون سازماني)

2 ) اصل جامعيت (جمع آوري اطلاعات جامع و كامل در مورد همه ابعاد و اركان كار)

3 ) اصل مشاركت (همكاري تيم نياز سنجي)

4 ) اصل عينيت واعتبار (استفاده از روشهاي عيني تر و معتبر تر)

5 ) اصل واقع بيني (داشتن نگرش واقع بينانه به هدف، حوزه، سطح و محيط نياز سنجي)

6 ) اصل رعايت ملاحظات اخلاقي (رعايت اصول فرهنگي حاكم بر سازمان)

علاوه بر این باید دوره ها رو اولویت بندی کرد تا اثر بخشی بالاتر بره این اولویت بندی بر اساس اصول زیر انجام میشه:

1 – اولويت بندي بر اساس اهداف، استراتژي ها و خط مشي سازمان

2 – اولويت بندي بر اساس هزينه هاي رفع نيازها

3 – اولويت بندي بر اساس هزينه از دست رفته در صورت عدم رفع نياز

4 – اولويت بندي بر اساس طول مدت زمان و منابع لازم و موجود براي رفع نيازها

5 – اولويت بندي بر اساس مقايسه هزينه هاي رفع يا عدم رفع نيازهاي آموزشي

6 – اولويت بندي بر اساس تعداد افرادي كه درگير يك نياز هستند.

7 – اولويت بندي چند عاملي دروني ( بر مبناي چهار عامل ضرورت، اهميت، فراواني تكرار، سطح بازخواني و سختي يادگيري )

در مورد آموزش های الکترونیکی باید به موارد زیر هم توجه کرد :

· اجرای دوره الکترونیک در زمان های مشخصی که همکاری جمعی در حد قابل قبول برای اعضای کلاس وجود داشته باشد .

· تناسب محتوای آموزشی الکترونیکی با سر فصل تعیین شده

· ارائه به موقع و با زمانبندی مشخص و متناسب ربای یادگیرنده

· رعایت محدودیت های زمانی و مکانی و توانایی های فردی یادگیرندگان

مشاور(ص): اين هايي كه گفتيد اگه بخواد در يك سازمان زير 50 نفر اندازه گيري بشه بيشتر از هزينه بالاسري شركت +بيمه و ماليات حقوق كاركنانش بايد سيستم طراحي بشه كه داده جمع آوري كنه و بعد از تحليل بتونه راهكار افزايش اثربخشي ارايه بده!

جهاني بينديشيم و منطقه اي عمل كنيم. دنبال راهكاري هستم كه نسبت هزينه فايده آن كمتر از يك باشه در چنين سازمان هايي!

مشاور(مو): البته اینها به فراخور اندازه سازمان حجم نیاز هاشون کم و زیاد میشه و همون طوری که برای یه سازمان 500 نفری تصمیم میگیریم برای یه سازمان 50 نفری تصمیم نمی گیریم ....

مشاور (ص): كسب و كارهاي كوچك نيازمندي راهكارهايي هستند كه مناسب حالشان باشد. دوستمان خانم مفاخري گفته بودند با استفاده از ابزار های یادگیری الکترونیکی هزینه های آموزش به یک سوم کاهش می یابد ولي من معتقد هستم در سازمان هاي كوچك اگر به اثربخشي آموزش پرداخته نشود هزينه ها، صرف رفتن به سوي يادگيري الكترونيكي كاهش نمي يابد.

من مشاور مديريت مي خواهم

posted Apr 24, 2011, 10:23 PM by حسين صادق‌فر   [ updated Apr 18, 2013, 8:52 PM ]

خوب است گفتگويي كه در محيط گوگل باز بين چند نفر از مشاوران مديريت انجام شده است را مطالعه نموده و با نكاتي كه در آن مطرح شده است روبرو شويد. اگر هم زحمتي نبود نقطه نظرات خودتان را مرقوم فرماييد.

 

1- شروع بحث:

زنگ زده می گوید: من مشاور مدیریت می خواهم !

می پرسم: در چه زمینه ای؟

می گه: مدیریت دیگه !

می گویم کارتون چیه: می گه مدیریت.

 

2- گفتگوهايي پيرامون موضوع بحث:

مشاور (ص): بنده خدا خيلي هم بيراه نگفته!

مشاور (م): امان از این بی فرهنگی البته نون هم توی همین بی فرهنگی است ها

مشاور (ص): كدوم بي فرهنگي ؟! منظورت رو نفهميدم؟

مشاور (م): بی فرهنگی معنی اش اینه که کسی ادبیات یه موضوع رو ندونه و ندونه هم که نمی دونه و تازه دنبالش هم هست و خودش رو هم محق بدونه

مشاور (ص): بنده خدا زنگ زده راهنمايي مي خواسته اين كجاش مشكل داره؟

مشاور (م): آدم وقتی ندونه در چه موردی مشاوره می خواد باید بره اول بفهمه می خواد چیکار کنه بعد بیاد دنبال مشاوره درد عمومی جامعه ما همینه طرف اصلا نمی دونه چی می خواد بعد میره کلی پول هدر میده و تازه می فهمه این چیزی که می خواست نیست. خوب مطالعه رو گذاشتن واسه همین که بفهمی چی می خوای و باید سراغ کی بری.

مشاور (ص): حق با شماست. ولي هدف مطالعه كسب اطلاعاته و يكي از روش هاي كسب اطلاعات هم پرسيدنه ! من اين طوري به اين قضيه نگاه مي كنم كه اين بنده خدا شايد مشتري بالقوه سازمان بوده باشه ولي اگر درست جواب نگرفته باشه مي ره و پشت سرش رو هم نگاه نمي كنه . فرض كن طرف مدير يك گاو داريه! و سواد درست و حسابي هم نداره . از كجا بايد بدونه كه چطوري درخواستش رو مطرح كنه. كاشكي يك آدم باحوصله اي پيدا مي شد و با كمي پرسش و پاسخ پي مي برد كه طرف دنبال چيه. البته زاويه ديد شما هم درسته ولي به نظرم اين نوع نگاه يك كمي شيبش به مسايل تنده!

مشاور (م): حق باشماست شیب حرف های من تنده دلیلش هم اینه که ما امی آی تی امی هستیم و رده ما در سازمان ها معمولا هد سازمان نیست. بنابر این برای رفع این مشکل دفاتر مشاوره و یا شماره های مشاوره ای راه اندازی بشه و افراد با حوصله مثل کسانی که در مراکز تماس هستند در این موقعیت سازمانی باشن و با اموزش مشخص بشه تا چه مرحله ای راهنمایی کنند و بعد صف دوم با تخصص بالاتر و همین تور تا به ریشه تخصصی اصلی وصل بشن اینجوری نه ما از کوره در میریم و می افتیم توی شیب تند نه مشتری از دستمون می پره.

مشاور(ن): به نظرم بنده خدا از قضیه خیلی پرت بوده و شاید تازه مدیرش کردن و نمیدونسته چی باید بگه. البته ما با حوصله جواب دادیم ؛ ایشان رفتند یه دوری بزنند و برگردند.

مشاور (م): عرض کردم که حوصله وقتی به وجود می اد که ببینی حداقل طرف میدونه دنبال چیه ....یه سوال می پرسم تا بحث مشخص بشه .... شما چقدر حوصله داری تا در مورد یه محاسبه حساب دیفرانسیل و انتگرال برای یه بچه 7 ساله توضیح بدی ؟ و یا چقدر حوصله داری جواب یه نفر رو بدی که توی خیابون ازت میپرسه "آقا به نظر شما من چیکار کنم ؟" بنابر این همون طوری که گفتم باید رده های مختلفی برای مواجهه یه سازمان با مشتریان وجود داشته باشه و یا رده یه سازمان و مشتری هاش مشخص باشه ...

مشاور (ص): مقايسه مديريت با حساب ديفرانسيل و بچه هفت ساله قياس مع الفارقه! البته اميدوارم طرف برگرده ! به نظر من كار كردن در سازمان هايي كه مديرانش مثلا مي دونند دنبال چي هستند به مراتب پر درد سر تر و ناراحت كننده تر از سازمان هايي كه مديرش خيلي ساده پاشو زده به آب تا محك بزنه سردي و گرمي آب رو و بعد تصميم بگيره كه ارزش داره شنا كردن ياد بگيره يا نه؟ من با يك كارفرماي دولتي كار مي كردم كه همه مديراش و كارشناساش تمام دوره هاي آموزشي مديريت را گذرانده بودند و كلي ادعاشون مي شد! به عبارت ديگه همه شون مي دونستن كه انتگرال چيه ولي واسه من كلي طول كشيد كه بهشون بهفمونم كه همه استانداردهاي ايزو 9001 و 14001 و ohsas18001 را مي تونن انتگرال بگيرن و يك سيستم مديريتي يكپارچه پياده كنن! پيشنهاد رده بندي پاسخگويي به پرسش ها در شركت هاي مشاوره پيشنهاد خيلي خوبيه. شركت مايكروسافت هم واسه پرسش و پاسخ هايي كه بهش مي رسه يه همچين چيزي داره

مشاور (ن): تجربه ی شخصی من نشون داده که کسانی که مساله براشون درست تعریف نشده معمولا پاسخ درستی هم دریافت نمی کنند. یعنی حتی نمی دونند درست دنبال چی هستند.

اولا نگاه ما جماعت ایرانی به مقوله کار زمین تا آسمون با نگاه جهان متفاوته و یکی از دلایل عقب موندگی ما هم همینه اینکه مدیر یه سازمان بدونه دنبال چیه باعث دردسر نیست باعث مشخص بودن مسیر و بسته بودن راههای زیر آبی رفتن و از کار در رفتن کارکنان و هدر رفتن منابع هست کسی هم که به قول شما مثلا مدیریت میدونه که تکلیفش معلومه و اونهایی که مدیریت میدونن زود میفهمن طرف چند مرده حلاجه . این که ما آموزش های مدیریتی رو برای چی می بینیم و کجا میبینیم چطور ازشون استفاده می کینیم هم یه درد دیگه است که منجر به مشکلی میشه که شما با هاش مواجه شدید . اما به نظر من باید آموزش ها متناسب با رده ها و به صورت جامع باشه تا افراد هم جایگاه خودشون رو بدونن و هم کار ها پیش بره می دونید که ادعای زیاد داشتن نشانه بارز نادانی هست ... بنابر این اگه با این افراد مواجه شدید راه درست اینه که از اصول ارتباط استفاده کنید و حرفتون رو پیش ببرید.

به هر حال پیشنهاد من رده بندی هست که ارائه دادم .(البته نمونه ساده اش پشتیبانی شرکت هایی مثل پارس انلاین هست ... رده های مختلف پاسخگو .... 

مساله آموزش

posted Oct 23, 2010, 1:21 AM by حسين صادق‌فر   [ updated Jul 7, 2011, 12:21 AM ]

چندي پيش رايانامه اي (ايميل) داشتم از مديرعامل محترم يك شركت ارايه دهنده خدمات آموزشي پس از مطالعه متن ايميل ايشان من نيز ايميلي را براي ايشان ارسال كردم و چون لازم بود اطلاعات بيشتري رد و بدل گردد مكالمه‏اي در جي ميلي ترتيب يافت و بدين ترتيب هر دو نفر توانستيم دقايقي را در خصوص مساله اي كه ايشان مطرح كرده بودند گفتگو كنيم. صورت مساله اي كه ايشان مطرح كرده بودند از اين قرار بود كه "ايشان دنبال يافتن راهكاري براي بهبود وضعيت حضور سازمان ها براي آموزش گرفتن از سوي شركت ايشان بودند". متن ايميل هاي مبادله شده و گفتگوي انجام پذيرفته در ادامه تنظيم شده است.

 

جناب آقای صادق فر، با سلام

احتراما"، به اطلاع می رساند من مدیرعامل یک شرکت خدماتی هستم که کار برگزاری دوره های آموزشی و نمایشگاه ها را انجام می دهم. از سال 83 این شرکت به ثبت رسیده است و از اواخر سال 86 کار برگزاری دوره های آموزشی را آغاز نمودیم. در سال 87 با توجه به اینکه هیچ شرکتی دوره های آموزشی بازاریابی و فروش را انجام نمی داد توانستیم 13 دوره آموزشی را در این زمینه برگزار نماییم. در سال 88 هم به هیمن صورت اما امسال دچار مشکل شده ایم و با توجه به اینکه همان پذیرش و پیگیری های سال های قبل را داریم اما حضور شرکت ها کمرنگ شده است و از این لحاظ شرکت در حال ضربه خوردن می باشد. از جنابعالی خواهش می کنم اینجانب را در این باره راهنمایی نمایيد و بفرمائید چه راهکاری می توانم داشته باشم که کارشرکتم به خوبی انجام شود. باتشکر

 

عليك سلام از آشنايي با شما خوشحال شدم. بايد خدمت شما عرض كنم اگر با من موافق باشيد با اين مقدار اطلاعاتي كه در اختيار من گذاشتيد شايد به سختي بتوانم كمك موثري به شما داشته باشم. با اين حال آنچه به نظر مي رسد اين است كه شايد سبد محصول شما (ارايه خدمات آموزشي) براي تداوم بقا كافي نبوده است و بايد به دنبال متنوع كردن اين سبد محصول باشيد. مثلا اينكه علاوه بر ارايه دوره هاي آموزشي مباحثي نظير نيازسنجي آموزشي، مشاوره براي خدمات آموزشي و مسايلي از اين دست را نيز دنبال نماييد و يا اينكه در مقوله امور نمايشگاهي با شركت نمايشگاه ها وارد مذاكره شويد و در امر ارايه خدمات نمايشگاهي با آنها به توافق هايي برسيد. به هر حال در اين شرايط تنها پيشنهاد بنده متنوع كردن سبد محصول است. اگر در اين خصوص ابهامي وجود داشت از تماس مجدد با من دريغ نفرماييد. با احترام - مشاور مديريت

 

با تشکر از جنابعالی من هم از آشنایی با شما خیلی خوشحال شدم و ممنون از جنابعالی بخاطر وب سایت کامل و اطلاعات خوبی که در آن وجود دارد و همچنین ممنونم به خاطر پاسخ سریع، شما به چه اطلاعاتی نیاز دارید برای راهنمایی؟ در مورد نمایشگاه باید به عرض برسانم شرکت ما یکی از پیمانکاران شرکت نمایشگاه ها می باشد. نگرانی که من دارم بحث دوره های آموزشی می باشد که همه نوع دوره آموزشی را در تقویم دوره های آموزشی قراردادم و با توجه به اینکه قرارداد با شرکت شهرک های صنعتی استان جهت برگزاری دوره های آموزشی دارم و همچنین با بخش آموزش اتاق بازرگانی صنایع و معادن استان همکاری می کنیم دچارمشکل شدم و این مسئله باعث نگرانی شده است. شرکت ما درسال های قبل هر ماه یک الی دو دوره آموزشی برگزار می کرد که تعداد مشارکت کنندگان از 30 نفر کمتر نبود اما درحال حاضر با پیگیری ها ی فراوان و چاپ آگهی دوره آموزشی در روزنامه محلی تعداد مشارکت کنندگان از 10 نفر بیشتر نمی شود و این مسئله بیشتر باعث نگرانی است. خواهش می کنم در این زمینه من را راهنمایی نمايید. با تشکر

 

مشاور مديريت: سلام روز بخير

مديرعامل: سلام وقت بخیر

مشاور مديريت: چرا فقط محدود به بحث آموزش هستيد؟

مديرعامل: من به آموزش خیلی بها می دم. با توجه به وضعيت جاري سازمان ها و بي توجهي روز افزون مديران آموزش اين سال ها خيلي كم رنگ شده است و چون در استان این بحث راه نیفتاده بود وارد این بحث شدم. اما حال كه با خیلی از مسئلین آموزش سازمان هاي دولتي كه صحبت می کنم، می بینم که بودجه آموزشی خود را برگشت می دهند یا صرف امور دیگر می كنند.

مشاور مديريت: آموزش هاي شما عمومي است يا تخصصي مثلا نرم افزار پريماورا را هم آموزش مي دهيد؟

مديرعامل: ما فقط در زمینه مدیریت، بازاریابی و فروش خدمات آموزشي داريم.

مشاور مديريت: شايد بهتر باشه به شركت ها و سازمان ها سربزنيد و نياز سنجي آموزشي بكنيد بعد بسته به نيازشان آموزش بدهيد مثلا من خيلي از سازمان ها را مي شناسم كه نياز به يك منشي حرفه اي دارند ولي جايي نيست كه اين مهارت را آموزش دهد.

مديرعامل: چون با شرکت شهرک های صنعتی کار می کنیم در پایان هر سال خود شهرک های صنعتی نیازسنجی آموزشی را انجام می دهد بعد به ما اعلام می کند چه دوره هایی را برگزار نماییم. 

مشاور مديريت: عرض من همين است كه محدود به يك جا نباشيد به تمام شركت هاي خصوصي و دولتي سر بزنيد. چرا فقط يك جا؟

مديرعامل: شهرک های صنعتی 400 واحد صنعتی زیر مجموعه دارد. اتاق بازرگانی استان هم 350 عضو داردو اطلاع رسانی لازم به تمامی شرکت های خصوصی که در زمینه کامپیوتر، ساختمان و آژانس ها كار مي كنند انجام می‏شود.

مشاور مديريت: فرض كنيد يك سازمان از شما بخواهد آموزش منشي يا نرم افزار پريماورا را ارايه دهيد آيا شما مي توانيد خواسته شان را برآورده كنيد؟

مديرعامل: در مورد منشي بله ولي در مورد نرم افزاري كه فرموديد خير! ما می توانیم تمامی امکاناتی که برای دوره ها مورد نیاز هست را برایشان آماده کنیم.

مشاور مديريت: فقط امكانات كافي نيست بايد آموزش هايي كه شما مي دهيد اثربخشي هم داشته باشد.

مديرعامل: استادی که در این زمینه تخصص لازم را داشته باشد برای تدریس دعوت می کنیم.

مشاور مديريت: منظور من چيزي فراتر از آموزش است. مثلا تربيت نيروي كار ماهر!

مديرعامل: در سال 87 که  دوره آموزش منشي برگزار شد حدود 50 نفر مشارکت کننده داشت و تمامی شرکت ها راضی بودند.

مشاور مديريت: راضي حتما هستند ولي بايد به آنها ثابت كنيد كه اگر با شما به طور مستمر كار كنند نيازهاي مهارتي شان نيز برطرف مي گردد.

مديرعامل: ما بابت دوره های که آموزش می دهیم مبلغی را از مشارکت کنندگان دریافت می کنیم و این قانون انجام هر کاری است.

مشاور مديريت: اين كه اشكالي نداره !

مديرعامل: اما من فکر می کنم با توجه به مسايلی که دیدم با حضور مرکز آموزش بازرگانی که در این استان فعال می باشد. کلیه دوره ها از طرف سازمان بازرگانی حمايت می شود و هیچ هزینه ای از مشارکت کنندگان گرفته نمی‏شود.

مشاور مديريت: آهان! يعني شما يك رقيب (رانت) دولتي داريد كه رايگان آموزش مي ده !

مديرعامل: الان 1 سال است که این مرکز بطور فعال دارد كار می کند. قبلا" تنها دوره های آموزش زبان خارجي را برگزار می کرد ولی از اول امسال کلیه دوره هایی را که ما قبلا" برگزار کردیم و دوره های که در دست برگزاری داریم را بطور رایگان برگزار می کند و این روی کار ما تاثیر منفي زیادی گذاشته است. من دنبال راه حلی هستم که این مشکل را حل کند.

مشاور مديريت: حق با شماست اين خيلي بده چون از رانت دولتي بودن استفاده مي كنند.

مديرعامل: بله دقيقا ! با هرشرکتی که صحبت می کنیم بیان می کند که کیفیت و کار شرکت شما عالی است اما هزینه زیاد استو مدیران ارشد ترجیح می دهند از دوره های رایگان استفاده کنند تا دوره های هزينه بر شركت شما.

مشاور مديريت: مساله كمي بغرنج شد. خب برگرديم به همان سبد محصول! ‫چرا سبد محصول خودتان را توسعه نمي دهيد؟

مديرعامل: من سعی کردم هر دوره جدیدی که جاهای دیگر آموزش می دهند در تقویم دوره های آموزشی قرار دهم.

مشاور مديريت: اين خوب است ولي منظورم اين نيست. منظورم اين است كه محصولي غير از آموزش را توسعه دهيد.

مديرعامل: چه محصولی؟ ما در بحث نمایشگاهی فعال هستیم و در زمینه برگزاری کنفرانس ها و نمایشگاه های جانبی که کنار این کنفرانس ها برگزار می شود با دانشگاه ها نيز همکاری می کنیم.

مشاور مديريت: منظور من از توسعه سبد محصول اين است كه مثلا شما طي قراردادي با هر يك از شركت ها مسئوليت واحد آموزش آنها را برعهده بگيريد.

مديرعامل: ‫‫چندین مرتبه وارد این جور مسايل شدیم ولی شرکت ها اجازه ورود نمی دهند! در حال حاضر شركت ها برگزاری دوره و آموزش را یک کار پیش پا افتاده می بینند. فکر می کنند آموزش هزینه است در صورتی که من اعتقاد دارم آموزش یک سرمایه گذاری برای هر مجموعه می تواند باشد.

مشاور مديريت: با شركت هاي كوچك تر و غير دولتي شروع كنيد بعنوان مشاور آموزش و نه يك شركت صرفا آموزش دهنده.

مديرعامل: شرکت های کوچک در حال حاضر با رکود اقتصادی روبرو شدند و یک مشکل دیگر که ما در شهرستان ها داریم این است که دفتر مرکزی شرکت هایی که می توانیم با آنها ارتباط داشته باشیم تهران است و آنها از تهران پشتيباني می شوند.

مشاور مديريت: به آموزش مجازي فكر كرده ايد؟

مديرعامل: نه زیاد!

مشاور مديريت: لطفا اين وب سايت را ببينيد كه در زمينه ارايه خدمات آموزش البته به صورت مجازي فعاليت دارند و خيلي هم موفق هستند.

مديرعامل: بله ديدم. جالبه ! يك پیشنهاد از طرف شهرک های صنعتی داشتم برای این کار ولی زیاد بهش فکر نکردم. برای بازاریابی این کار چه باید کرد؟

مشاور مديريت: اين وب سايت يك نمونه موفق هست كه مي تونه الگوي خوبي واسه شما باشهاول بايد وب سايت مشابه اي راه اندازي كنيد. بعد هم اين وب سايت را طي همايشي به همه معرفي كنيد.

مديرعامل: شما فکر می کنید در این شهر این جور آموزشی جوابگو می باشد؟

مشاور مديريت: اگر كمي به آينده و اينكه بحث دولت الكترونيك هم در حال تقويت و توسعه هست فكر كنيد احتمال موفقيت بالا مي ره!

مديرعامل: واقعا نمی دونم شايد! شاید باور نکنید من اینقدر از اول امسال در مورد مشكلم فکر کردم و همه راه حل ها را بصورتی ازمایش کردم اكنون احساس خستگی می کنم.

مشاور مديريت: حق با شماست! كاملا شما را درك مي كنم بهر حال رقابت با رانت دولتي سخته ولي نبايد نا اميد بشيد اگر كاري نو ارايه دهيد حتما موفق مي شويد.

مديرعامل: همیشه سعی کردم به خودم دلداری بدم و نذارم که ناامید شم ولی تو این چند وقت واقعا اذیت شدم و با لغو شدن هر دوره بیشتر انرژی من تحلیل می ره.

مشاور مديريت: اميدوارم خداوند توان بيشتري به شما عطا كند.

مديرعامل: ممنونم از اینکه به حرفام گوش کردین و راهنماییم کرديد. اگر راه حل دیگه ای به فکرتون رسید خوشحال می شم ایمیل ازتون داشته باشم.

مشاور مديريت: حتما به مساله شما بيشتر فكر خواهم كرد و با شما در تماس خواهم بود. 

1-4 of 4